مدیریت برنامه‌های دانشگاهی علمی (مبدع)

نسخه آزمایشی
  • پیش بینی کننده های خیانت در ازدواج

    • دوشنبه 4 بهمن 1395 00:08

    خانواده یکی از نهادهای زیربنایی و از ساختارهای اصلی جامعه به شمار میآید که یکی از اهداف آن رشد و تعالی شخصیت انسان است. نهاد خانواده در همه جوامع پذیرفته شده و دارای نقش و پایگاه گوناگون است. اگرچه خصوصیات و ساختار در خانوادهها، متفاوت هستند، اما عملکرد آنان معمولا" شبیه هم میباشند. وجود کارکردهای خانوده تا آن اندازه مهم است که روانشناسان و جامعهشناسان مطالعات و نظرات متعددی در مورد آن بیان نمودهاند. مینوچین بنیانگذار خانواده درمانی ساختاری، خانواده را ساختاری میداند که در شرایط واقعی خود شناخته میشود. ساختار، مجموعه رفتارها و نقشهایی است که اعضای خانواده از طریق آن به هم مرتبط هستند. در ادامه مینوچین زن و شوهر را به عنوان شریک زندگی، یکی از زیر مجموعههای مهم در خانواده میداند که اگر خانواده از ساختار خوبی برخوردار باشد، آن دو یکدیگر را حمایت و تقویت میکنند و به یکدیگر وابسته میشوند و از شرایط خوبی برخوردار خواهند بود ( مینوچین، 1992).

  • بررسی تحولی و موقعیتی بازنمایی دلبستگی و حساسیت مادرانه در مادران کودکان 1 تا 5 ساله: طراحی نرم‌افزار سنجش حساسیت مادرانه

    • دوشنبه 4 بهمن 1395 00:07

    دلبستگی یک پیوند عاطفی عمیق و بلند مدت میان کودک و مراقب است و تاثیری بنیادین بر تمام جوانب وجود انسان دارد. این پیوند چیزی نیست که والدین به کودک بدهند بلکه چیزی است که والدین و کودک در یک رابطه متقابل آن را با هم می‌سازند. کودکان به طور ذاتی در جستجوی امنیت از سوی پایگاه ایمن هستند و والدین به طور ذاتی میل به محافظت و مراقبت از فرزندانشان دارند (لوی و ارلانز، 2000 به نقل از قنبری،1390).

  • اثربخشی بازی درمانی دلبستگی محور بر کیفیت مراقبت مادرانه و مشکلات هیجانی کودکان طلاق

    • شنبه 2 بهمن 1395 03:24

    یکی از مهمترین چالشهایی که هر جامعهای همواره با آن روبروست، واقعیتی به نام طلاق است. پدیدهای که در جوامع امروزی با سرعت زیادی در حال افزایش است و آثار و پیامدهای عمیق اقتصادی، اجتماعی، روانشناختی و قانونی بر مردان و زنان مطلقه دارد (بانکی، امیری و اسعدی، 1388). طلاق تنش زیادی را در خانواده ایجاد میکند. تنش را معمولاً مسئله بزرگسالان میدانند، اما فرزندان طلاق فشار شدیدی را تحمل میکنند و این در حالی است که کودکان فاقد مهارتهای پذیرفتن و استفاده از فرصتهایی هستند که بزرگسالان از آن بهرهمندند (نیومن و رومانسکی، 1386).