مدیریت برنامه‌های دانشگاهی علمی (مبدع)

نسخه آزمایشی
  • موفقیت یا عدم موفقیت کانت در استنتاج حکم ذوقی

    • سه شنبه 4 آبان 1395 09:10

    یکی از محورهای بحث کانت در نقد قوه حکم آن است که نشان دهد زیبایی شناسی نه به لذت و ادراک حسی وابسته است و نه وابسته به مفهوم سازی؛ بلکه تجربه خاصی است که از تعادل میان خیال و عقل حاصل می شود. و لذتی ضروری است و چیزی است که بدون هیچ مفهومی به متعلق رضایتی ضروری شناخته شود. کانت بعد از تحلیل زیبایی با یک تناقض مواجه می­شود که زیبایی از طرفی حکمی ذوقی محض است و صرفا شخصی است. و از طرفی دیگر ضروری و کلی است؛ بر این اساس وی در صدد رفع این تناقض برآمد. در این پژوهش برآنیم تا موفقیت کانت در مسأله استنتاج را مورد ارزیابی قرار دهیم و این­که آیا کانت در استنتاج احکام زیبا شناختی محض موفق بوده است؟ و نتیجه اینکه وجه ضمان کلیت در حکم ذوقی محض« پیشینی بودن سوبژکتیویستی ذوق » است. و در پایان به نقد و بررسی منتقدین دیدگاه کانت پرداخته خواهد شد.

  • استنتاج از دو ممکن نزد ابن‌سینا و رابطة آن با دو تعریف از قضایای حقیقیه و خارجیه

    • جمعه 9 مهر 1395 22:22

    استنتاج قضیة ممکنه از دو قضیة ممکنه یکی از نزاع‌های پردامنه در منطق قدیم است که ارسطو، ابن‌سینا، فخر رازی، خواجه نصیر و قطب رازی بر آن مهر تأیید زده‌اند، در حالی که خونَجی، ابهری، ارموی و کاتبی آن را مردود شمرده‌اند. شگفت این است که منطق جدید در این نزاع جانب گروه دوم را می‌گیرد. از سوی دیگر، اخیراً معلوم شده است که منطق‌دانان قدیم هر یک از قضیة حقیقیه و خارجیه را به اشتراک لفظ در دو معنا به کار برده‌اند بدون اینکه از این اشتراک لفظ آگاه باشند: ملاک تقسیم، در یک معنا، رابطة عقدالوضع و عقدالحمل است و در دیگری، ظرف وجود موضوع. بنا به ملاک نخست، قضایای حقیقیه به صورت موجهاتی و با ادات‌های ضرورت و امکان تفسیر می‌شوند؛ در حالی که بنا به ملاک دوم، این قضایا فاقد هر گونه جهتی هستند و در برابر، قضایای خارجیه با محمول وجود تحلیل می‌شوند. در این مقاله، پس از گزارش نزاع یاد شده دربارة استنتاج از دو ممکن، نظرات، ایرادات و دفاعیه‌ها را به زبان منطق جدید صورت‌بندی کرده و نشان داده‌ایم که طرفین نزاع تصور یکسانی از قضایای حقیقیه و خارجیه نداشته‌اند: موافقان استنتاج از دو ممکن، تفسیر نخست و مخالفان، تفسیر دوم را در ذهن داشته‌اند.

  • تمایز ابن سینا و سهروردی در تمایز وجود و ماهیت

    • سه شنبه 6 مهر 1395 20:19

    ابن سینا، نظام فلسفی خویش را بر اصل تمایز وجود و ماهیت مبتنی ساخته است، اما، برخی دیگر از فلاسفه و متفکرین در جهان اسلام شدیدا این سخن ابن سینا را مورد انتقاد قرار داده اند. از گذشته عقیده بسیاری از صاحب نظران بر این بوده، و هنوز هم عقیده بسیاری بر این است، که، گروهی از این منتقدان، از جمله سهروردی و ابن رشد، در فهم منظور ابن سینا از این تمایز دچار اشتباه شده اند. اما آیا واقعا این گونه است؟ پاسخ مقاله در قبال مسأله­ی بدفهمی این است که ابن رشد به این اشتباه دچار گشته ولی سهروردی خیر. زیرا ابن رشد، گمان می کند ابن سینا، در شرح فلسفه­ی ارسطو دچار خطا شده است. در حالی که موضع شیخ اشراق چنین نیست. تحلیل «اعتبارات عقلیه»­ی سهروردی نشان می دهد که وی، با فهم تمایز میان ارسطو و ابن سینا در مبنا و ریشه، و بر اساس مبنایی جدید از علیت و ایجاد، یعنی نظریه­ی انوار الهیه و اضافه اشراقیه به عنوان بیانی فلسفی از قاعده­ی «ایجاد الشیء لا من شیء»، به انتقاد از ابن سینا می پردازد. ابن سینا، خود در مواضعی اشاره می کند که تمایز مورد نظر او تمایزی خارجی نیست. آنچه مورد نظر ابن سیناست، تمایز متافیزیکی است نه خارجی؛ خود سهروردی نیز بر این دیدگاه شیخ کاملا واقف بوده است. در واقع، شیخ اشراق اشکالات خویش را بر تمایز متافیزیکی وجود و ماهیت وارد ساخته، نه تمایز خارجی؛ هر چند، چارچوب اشکال وی بسیار شبیه به اشکالی است که ابن سینا خود بر تمایز خارجی وجود و ماهیت وارد می سازد؛ و به همین دلیل است که گمان بدفهمی در باره سهروردی رفته است.

  • تبیین ذکراحاطی و انبساطی انسان‌کامل

    • جمعه 9 مهر 1395 22:09

    سیر عباد خدا و راهروان راه حق و حقیقت، دو گو‌نه است: سیر محبی و سیر محبوبی. متناسب با این دوگروه، دو‌گو‌نه ذکر وجود دارد: مجازی و حقیقی. برخلاف ذکر مجازی که قیام به نفس اعتباری بنده دارد، در ذکر حقیقی ‌که اصالتاً به محبوبان حق یعنی معصومان -که درود خدا بر ایشان باد - اختصاص دارد، میان ذاکر و مذکور هیچ نحوه دوگانگی وجود ندارد؛ زیرا دوگانگی از آن محجوبان ‌است و با عصمت ناسازگار است.

  • ارزیابی نظریه لوئیس پویمن درباره اخلاق‌باور

    • چهارشنبه 7 مهر 1395 11:09

    در یک نگاه کلی، اراده‌گرایی و قرینه‌گرایی دو رویکرد رقیب درباره اخلاق باور بوده است. لوئیس پویمن فیلسوف آمریکایی معاصر با انتقاد از این دو رویکرد، نظریه اراده‌گرایی غیر مستقیم تجویزی را ارائه نموده است. در این نظریه برای تحلیل شکل‌گیری باور، هم به نقش «ادله» و «عوامل زمینه‌ای» بطور توأمان توجه شده و هم، «عقلانیت» مبنای داوری بین قرائن و ادله متعارض قرار گرفته است. پویمن با تکیه به این تحلیل، کوشیده است تا با تعیین شرایط خاصی، از اراده‌گرایی غیرمستقیم در کسب و حفظ باور، با وجود قرائن کافی بر خلاف، دفاع اخلاقی نماید.در این مقاله ضمن ارائه توصیفی دقیق از نظریه پویمن درباره اخلاق باور، به تحلیل و بررسی این نظریه و شرایط ذکر‌شده برای جواز اخلاقی اراده‌گرایی می‌پردازیم.

  • معرفت شناسی دینی در اندیشة مولوی: برداشتی روش‌شناسانه از اولین حکایت مثنوی

    • سه شنبه 6 مهر 1395 20:19

    مثنوی معنوی اثری گران سنگ است. انسان متفکر می‌‌تواند با تعمق در این کتاب علاوه بر مفاهیم بلند عرفانی، منابع سرشاری از حکمت و فلسفه و جهان‌بینی‌های مترقی بشری را جستجو کند. یکی از زوایای پنهان اندیشة مـــولوی، توجه دقــیق او به روش‌شناسی است که یکی از شاخه‌های اصلی معرفت‌شناسی به‌شمار می‌آید. هدف این مقاله ورود به موضوع روش‌شناسی در اندیشة مولوی است که به نظر می‌‌رسد تاکنون به آن پرداخته نشده است. برای نیل به‌این مقصود، اولین حکایت مثنوی در دفتر اول، با نگاهی متفاوت مورد تحلیل قرار گرفته است. نتایج این بررسی مؤید یافته‌های پیش روست؛ نخست اینکه در نگاه مولوی، معرفت‌شناسی دینی از حیث روش جامع نگر است و تمامی‌‌شیوه‌های رایج شناخت را به رسمیت می‌‌شناسد. دوم اینکه، آنچه امروز شیوة علمی‌‌در روش‌شناسی نامیده  می‌شــود، به دقت تمام در مثنوی معرفی و توصیف شده است. سوم، محدود کردن اعتبار روش‌های پژوهش در علوم انسانی به شیوة تجربی، نادرست بوده و راه صواب، به‌کارگیری روش عام و ترکیبی است. چهارم، رعایت اخلاق علمی‌‌در فرایند پژوهش یک ضـــرورت است. امانتداری و صداقت دو ویژگی مهم اخلاق علمی‌‌است و پنجم ایــنکه، اگرچه عقل و تجربه دو ابزار قدرتمند شناخت است  و در نتیجه هر دو رویکرد خردگرایانه و علمی‌‌دارای جایگاهی رفیع و ارزشمند می‌‌باشد، امــــا درعین حال دارای محدودیـت‌های قابل تأملی در شناخت کامل انسان و جهان هستی است.

  • فلسفة اسلامی؛ تئوسوفی یا فیلوسوفی؟ (نزاع حائری و کُربن)

    • سه شنبه 6 مهر 1395 20:19

    این مقاله نزاع کُربن و حائری پیرامون اطلاق فیلوسوفی و تئوسوفی بر فلسفة اسلامی ‌در محافل غربی را می­کاود؛ از نظر کربن و پیروانش اطلاق فلسفه به معنای غیردینی و مصطلح آن در غرب بر فلسفة اسلامی ‌رسا نیست و با بخش مهمی‌از آموزه­های آن در تعارض است. بدین منظور واژة تئوسوفی نظر به معنا و موارد کاربرد آن از آغاز فلسفه در یونان تاکنون ترجیح دارد. در طرف مقابل، حائری که فلسفة اسلامی‌را در اصل هلنیکی و کار فیلسوفان مسلمان را شرح و تفسیر فلسفة ارسطو و ارائة استشهادات قرآنی و روایی می­داند، بین گونه­های مختلف فلسفی به نوعی همگونی قائل است. بر این اساس، از نظر وی عنوان فیلوسوفی به همان معنایی که بر فلسفه‌های غربی اطلاق می­گردد بر فلسفة اسلامی‌نیز صادق است و تئوسوفی چنین اعتباری را ندارد. این قلم نه ادلة حائری را کافی می­داند و نه فلسفة اسلامی‌را در برابر فلسفة هلنیکی قرار می­دهد. در فلسفة اسلامی ‌مایه­های استوار یونانی، حفظ و افزون بر آن، ابداعات فراوانی نیز بر آن افزوده شده است. از این رو مقالة آوانویسی «حکمت اسلامی» را ارجح می­داند.