مدیریت برنامه‌های دانشگاهی علمی (مبدع)

نسخه آزمایشی

بررسی تحولی و موقعیتی بازنمایی دلبستگی و حساسیت مادرانه در مادران کودکان 1 تا 5 ساله: طراحی نرم‌افزار سنجش حساسیت مادرانه

  • نویسندگان

    شایسته شکوفه فرد

  • عنوان فارسی مقاله: بررسی تحولی و موقعیتی بازنمایی دلبستگی و حساسیت مادرانه در مادران کودکان 1 تا 5 ساله: طراحی نرم‌افزار سنجش حساسیت مادرانه

  • فرمت مقاله

    application/pdf

تصویر مطلب بررسی تحولی و موقعیتی بازنمایی دلبستگی و حساسیت مادرانه در مادران کودکان 1 تا 5 ساله:  طراحی نرم‌افزار سنجش حساسیت مادرانه
  • دوشنبه 4 بهمن 1395
  • 459

چکیده فارسی

دلبستگی یک پیوند عاطفی عمیق و بلند مدت میان کودک و مراقب است و تاثیری بنیادین بر تمام جوانب وجود انسان دارد. این پیوند چیزی نیست که والدین به کودک بدهند بلکه چیزی است که والدین و کودک در یک رابطه متقابل آن را با هم می‌سازند. کودکان به طور ذاتی در جستجوی امنیت از سوی پایگاه ایمن هستند و والدین به طور ذاتی میل به محافظت و مراقبت از فرزندانشان دارند (لوی و ارلانز، 2000 به نقل از قنبری،1390).

بالبی(1982) اظهار می‌کند که رفتار والد در قالب روابط کودک-والد به وسیله یک نظام زیربنایی که از آن به عنوان نظام مراقبت کنندگی یاد می‌کند، هدایت می‌شود. نظام رفتاری مراقبت‌کنندگی والد-کودک، از بازنمایی ذهنی والد از روابط بین مفاهیم کودک و مراقبت تشکیل شده است. بالبی (1969)، با در نظر گرفتن نظریه شناختی، بیان کرد که بخش مهمی از نظام مراقبت‌کنندگی در سیستم رفتاری دلبستگی شامل مولفه‌های شناختی، خصوصا بازنمایی‌های ذهنی از رابطه دلبستگی، از کودک، از خود و از محیط است. این بازنمایی درونی، به انتظارات و برداشت‌هایی اشاره دارد که از تجربه‌های مکرر حاصل شده است (بالبی، 1982؛ کرایک،1943؛ اپستین،1991؛ استرن، 1995) و در خلال رابطه رفتارها را جهت می‌دهد. در واقع همان‌گونه که انگیزه جستجوی مراقبت، کودکان را به سمتی هدایت می کند که مدلی از رابطه خود با مراقب بنا کنند، انگیزه مراقبت نیز سبب می شود والدین بازنمایی از رابطه خود با کودک بسازند. این بازنمایی انتظارات و رفتارهای والدین را در رابطه شکل می‌دهد و بر والدگری آنان اثر می‌گذارد. مطالعات موجود در این زمینه نشان می‌دهند که تفاوت آشکاری بین بازنمایی مادران نوزادان ایمن و نوزادان ناایمن وجود دارد. مادران نوزادان ایمن خود را والدین توانمند و دارای صلاحیتی می‌دانند (کراس،2013؛ بیرینگن، متنی، برترتون، رنوف و شرمان،2000؛ جورج و سولومون،1996و1999) و کودکان خود را در حالتی واقع بینانه و متعادل توصیف می‌کنند (جورج و سولومون، 1989؛ اسلید و دیگران، 1999). توصیف آنها از کودکانشان نشان‌دهنده آگاهی نسبت به حالات و نقطه نظرهای درونی کودک است. در مقابل مادران نوزادان ناایمن، در مورد خود به عنوان والد، حس مثبت کمتری القا می‌کنند و تصویر و ادراک آنها از کودکشان به وسیله نوعی بازداری تدافعی (جورج و سولومون،1996) و به دلیل تعبیر نادرست نشانه های عاطفی کودک خدشه دار می شود.
همانگونه که انتظار می رود جهت دهی بازنمایی درونی مادر، بر میزان در دسترس بودن، حساسیت و پاسخ‌دهی وی به نیاز های کودک اثرگذار است (بنگسون و سونی،2008). رابین و همکاران(1999) معتقدند دیدگاه مادر درمورد صفات کودک و نه واقعیت عینی، می تواند رابطه مادر با کودک و نوع رفتار مبتنی بر حساسیت او را توضیح دهد. برینگن(2000) معتقد است حساسیت مادر به معنای توانایی پاسخ دهی به کودک، توانایی صمیمی بودن و آرام کردن کودک، دنبال کردن گام های کودک در تعامل، داشتن انتظارات واقع بینانه درباره خودکنترلی هیجانی کودک، تایید علائم مثبت کودک، ابراز حودانگیخته احساسات مثبت به کودک و تعاملا عاطفی با کیفیت است. همان طور که واترز، کندو-ایکمورا، پوسادا و ریچتر (1991) اشاره می کنند ثبات و سازگاری رفتار مراقب (حساسیت و پاسخگو بودن) در طول زمان حفظ ساختار های شناختی اولیه از جمله فرآیند هایی که ممکن است در ثبات دلبستگی دخیل باشند. این ثبات و سازگاری درمحیط مراقبتی یا به اصطلاح بالبی نظام مراقبت کنندگی، تا حد زیادی به وسیله نوع شناخت و ادراک مراقب از رابطه و رفتاری که از این شناخت ناشی می شود، تعیین می‌گردد.
پس از سال اول و با طی کردن مراحل رشدی، کودکان می آموزند که بهتر از خود محافظت نمایند، در نتیجه آستانه و نیاز آنان برای رفتار آشکار از جانب پایگاه ایمن کاهش می یابد. با وجود این کاهش، نیاز های دلبستگی مغفول نمی مانند. یکی از خصیصه های حساسیت مادرانه توانایی تغییر در مدیریت از مراقبت دائم به آموزش دهنده مهارت‌ها است (واترز، وینفیلد و همیلتون،2000). مادرانی که حساسانه عمل می کنند این توانایی را دارند که بازنمایی خود از مراقبت را مطابق با تغییرات تحولی کودک سازگار نمایند (اسلید و همکاران،1999). از سوی دیگر بالبی(1969/1982) در توصیف نظام مراقبت کنندگی بیان می‌کند که علاوه بر برآورده نمودن نیاز اصلی به نزدیکی و حفاظت از کودک، والدین در تعامل با کودک خود درگیر سایر نظام های رفتاری نیز هستند که ممکن است در مواجه با هر یک از آنها، پاسخ های متفاوتی بروز دهد ین تفاوت چنانکه مطالعات اینسورث (1990) و برترتون (1985) نشان میدهد میتواند ریشه در فرهنگ‌های گوناگون، تفاوت های فردی مادران و البته نوع ادراک و بازنمایی مادر از رابطه با کودک و ویژگی های خاص او در موقعیت ها یا سنین متفاوت داشته باشند. اینکه تفاوت یا بروز تغییر در بازنمایی ذهنی مادران چگونه بر رفتار آنان با کودک درقالب نظام مراقبت کنندگی و به دنبال آن بر سطح ایمنی کودک اثر میگذارد، مساله ای است که نیازمند بررسی است. برمبنای معدود مطالعات موجود و در قالب آنچه بالبی عدم ثبات مجاز در نظام دلبستگی می نامد (کسیدی،2008)، رشد کودک، تغییر نیازها و توانمندی های کودک در طول زمان و با توجه به الزامات هر دوره تحولی در هر دوره میتواند تاثیر متفاوتی بر بازنمایی مادر و در نتیجه شیوه رفتار او در قبال کودک داشته باشد. بنابراین پژوهش حاضر به بررسی مسیر تحولی بازنمایی و حساسیت مادرانه و نقش پیش بینی کنندگی آن بر ایمنی دلبستگی کودک در فاصله یک تا پنج سالگی می‌پردازد. همچنین با توجه به محدودیت های ابزارهای موجود تلاش می کند با بهره‌گیری از امکانات نوین و کاربردی فضای مجازی نوعی خاص از نرم افزار بازی را برای توصیف موقعیت‌های تحولی مبتنی بر دلبستگی و مجسم نمودن بافت های متفاوت برای مادر، جهت سنجش نوع اسناد وی نسبت به کودک و تعامل با او و البته شیوه رفتاری او در آن شرایط، تهیه نموده و به کار گیرد.
نتایج این مطالعه می‌تواند در جهت شناخت بهتر مسیر تحول و تغییر کیفیت روابط مادر_کودک در طول زمان‌ و و همینطور عوامل مادرانه مرتبط با ایمنی دلبستگی کودکان، در نمونه ایرانی، مثمر ثمر باشد. علاوه بر این اطلاعات حاصل به تشخیص لزوم پیشگیری یا مداخله در رابطه مادر-کودک و تعیین سطح مداخله (ویژگی‌ها و عوامل مرتبط با مادر، ساختار محیط، ویژگی‌های کودک، بازنمایی مادر یا کودک و ...) کمک خواهد کرد.

استاد راهنما: آقای دکتر محمد علی مظاهری تهرانی

استاد مشاور اول: آقای دکتر محمود حیدری

استاد مشاور دوم: خانم دکتر الهه همایون والا