مدیریت برنامه‌های دانشگاهی علمی (مبدع)

نسخه آزمایشی

ضرورت اصلاح سیاست خارجی در زمینه‌ی آب و ریزگردها

  • عنوان فارسی مقاله: ضرورت اصلاح سیاست خارجی در زمینه‌ی آب و ریزگردها

  • فرمت مقاله

    application/pdf

تصویر مطلب ضرورت اصلاح سیاست خارجی در زمینه‌ی آب و ریزگردها
  • دوشنبه 17 آبان 1395
  • 478

چکیده فارسی

نمونه‌ای از سیاست ورزی کوته‌بینانه در استفاده از رودخانه‌ها را می‌توان در برنامه‌های سدسازی ترکیه دید که حیات طبیعی و هویت تاریخی سرزمین میان‌رودان (بین‌النهرین) و سرنوشت ده‌ها میلیون انسان ساکن در آن را نادیده گرفته است. در این میان، کشور ما هم سیاست‌های آبی خودش را بی‌توجه به کشورهای همسایه پیش برده و درعین‌حال، هیچ تعامل مؤثری با ترکیه، کشوری که حدود نود درصد آب‌های جاری سوریه و عراق و مرز جنوب غربی ایران از آن سرچشمه می‌گیرد، نداشته است.

چکیده

رودخانه‌ها در مسیر طبیعی خود، بی‌اعتنا به مرزهای سیاسی مصنوعی، به سرزمین‌ها و مردمان سر راه خود با گشاده‌دستی، آبادانی و سرزندگی می‌بخشند؛ اما دست‌اندازی انسان‌ به سامانه‌‌ی رودها و برداشت بی‌ملاحظه‌ی آب از آن‌ها موجب برهم خوردن چرخه‌ی حیات‌ و اقتصاد در یک یا چند کشور مسیر می‌شود. همکاری نداشتن کشورهایی که میزبان یک رودخانه‌ی فرامرزی هستند، ممکن است به خشک یا کم‌آب شدن بخشی از بستر رود یا مصب آن و تالاب‌هایی که وابسته به رود هستند، بیانجامد. نمونه‌ای از سیاست ورزی کوته‌بینانه در استفاده از رودخانه‌ها را می‌توان در برنامه‌های سدسازی ترکیه دید که حیات طبیعی و هویت تاریخی سرزمین میان‌رودان (بین‌النهرین) و سرنوشت ده‌ها میلیون انسان ساکن در آن را نادیده گرفته است. در این میان، کشور ما هم سیاست‌های آبی خودش را بی‌توجه به کشورهای همسایه پیش برده و درعین‌حال، هیچ تعامل مؤثری با ترکیه، کشوری که حدود نود درصد آب‌های جاری سوریه و عراق و مرز جنوب غربی ایران از آن سرچشمه می‌گیرد، نداشته است.

کلیدواژه‌ها

ریزگردها، سیاست خارجی، آب‌های فرامرزی، درگیری آبی.

اشاره

در چند سال اخیر آلودگی ناشی از ریز گردها که بخش قابل‌توجه آن از خارج از کشور وارد می‌شود، به یکی از مشکلات بزرگ محیط زیستی ایران بدل شده است. برای حل یا تخفیف این معضل، لازم است که یک همکاری بین‌المللی در سطح منطقه (به‌ویژه میان کشورهای ترکیه، ایران، عراق و سوریه) صورت گیرد. از سوی دیگر، قابل کتمان نیست که سیاست خارجی ما، نه در چند سال اخیر بلکه از چند دهه پیش، در مسائل مربوط به محیط‌زیست بسیار ضعیف عمل کرده است.

پیش ‌از این، درجایی، اشاره‌کرده‌ام که موضوع محیط‌زیست امری است سیاسی(1). در یکی دو هفته‌ی پس از بهار 95، با پشت سر گذاشتن بهاری به نسبت خوب از نظر بارندگی‌ها و داشتن هوایی سالم در بیشتر منطقه‌های کشور، بار دیگر ریز گردها هوای نیمی از کشور را آلوده ساخت. این بار، دولت مدیریت مبارزه با آلودگی ناشی از ریز گردها را به وزارت خارجه سپرد(2) و خانم ابتکار رییس سازمان حفاظت محیط‌زیست هم گفت که حل مشکل ریز گردها، درگرو حل مسئله‌ی جنگ و تروریسم در منطقه است(3). این دو موضوع تأییدی است بر سیاسی بودن قضیه‌ی محیط‌زیست و جای خوشوقتی است که مسئولان دولتی هم به این دریافت رسیده و بر آن تأکیددارند (و درنتیجه، کنشگران محیط‌زیست را اگر گریزی به سیاست بزنند، به «سیاسی‌کاری» متهم نخواهند کرد)؛ گو این‌که ماجرا می‌تواند انداختن تمامی قصور و خطا بر عهده‌ی دیگران هم باشد...!

درگیری آبی (water conflict) که گاه «جنگ آب» خوانده می‌شود و از آن به‌عنوان جنگ بعدی خاورمیانه یاد می‌کنند، در واقع سال‌ها است که آغازشده و آتش آن منطقه را فراگرفته است. جنگ 1967 اعراب و اسراییل، فقط بر سر تصرف زمین نبود و بخش مهمی از آن‌که با تصرف بلندی‌های جولان از سوی اسراییل نمود یافت، در واقع جنگ برای سلطه بر منابع آب (سرچشمه‌های رود اردن) و سلب حق بهره‌برداران دیرینه‌ی آن رودخانه بوده است(4). جنگ‌ها و درگیری‌های پرشمار هند و پاکستان هم تا حد زیادی ریشه در مسئله‌ی بهره‌برداری از آبخیز بزرگ کشمیر (سرچشمه‌ی رود سند) داشته است(5). در مقیاس‌های کوچک‌تر و درون کشوری، جنگ دولت ترکیه با کردهای جنوب شرقی کشور تا حدی یک مسئله‌ی مرتبط با آب است؛ حکومت قصد دارد با سدسازی‌های گسترده و راه انداختن کشت و صنعت‌های بزرگ، ترکیب قومی منطقه‌ی کردنشین و توان اقتصادی در آنجا را به نفع ترک‌ها تغییر دهد(6). جنگ و کشتاری هم که صدام حسین بر ضد شیعیان و مندایی‌های جنوب عراق راه انداخت، از جهاتی به موضوع آب مرتبط بود؛ رژیم صدام با منحرف کردن آبی که از رودهای دجله و فرات به تالاب‌های جنوب عراق وارد می‌شد و راندن آن به‌سوی کشتزارهای جدید، قصد داشت که سلطه‌ی خود را بر مردم آن منطقه محکم‌تر و قدرت اقتصادی و سیاسی هم‌پیمانان قومی- مذهبی خود را بیشتر کند. نتیجه‌ی این کارِ حکومت وقت عراق، کشته شدن هزاران تن، بی‌خانمان شدن صدها هزار تن، خشک شدن آن تالاب‌های باشکوه و بابرکت، رقم خوردن یکی از فاجعه‌های بزرگ زیست‌محیطی جهان و به پا خاستن توفان‌های بی‌سابقه‌ی ریزگرد بود(7). جنگ دیگری که به گفته‌ی بعضی شخصیت‌ها مرتبط با موضوع آب است، ظهور پدیده‌ی داعش و دیگر گروه‌های افراطی در منطقه است؛ گفته‌اند که کم‌آبی‌های پدید آمده در سوریه و عراق، بی‌کار شدن انبوهی از کشاورزان و تبدیل‌شدن آنان به حاشیه‌نشینان شهرها، در بروز گرایش‌های جنگ‌طلبانه نقش داشته و کمک مؤثری بوده به سردمداران این‌گونه گرایش‌ها برای سربازگیری از خیل بی‌کاران(8).

مسئولان سیاست خارجی ایران در بیش از سه دهه‌ی گذشته، در مورد محیط‌زیست و مسئله‌ی حیاتی آب چه تعاملی با کشورهای همسایه داشته‌اند؟ واقعیت این است که فرصت سوزی به بخشی از سیاست خارجی ما بدل شده است؛ ما همان‌گونه که فرصت‌های تاریخی مانند از هم پاشیدن شوروی را از دست دادیم (و ترکیه جای ما را در کشورهای آذربایجان و ترکمنستان و... که با ما مرزها و ریشه‌های فرهنگی مشترک دارند، گرفت) فرصت همکاری بر پایه‌ی سود دوسویه با عراقِ پس از صدام را هم تا حد زیادی ازدست‌داده‌ایم. با ترکیه نیز که ما برایش یک منبع سود بزرگ هستیم (ترانزیت و واردات کالا از آن کشور، فرستادن سالانه صدها هزار گردشگر، تأمین گاز،...) نتوانسته‌ایم چنان رفتار کنیم که سود متناسبی نصیب خودسازیم. یکی از مهم‌ترین و می‌توان گفت حیاتی‌ترین، پروژه‌ها که می‌بایست در چارچوب همکاری‌های دیپلماتیک با ترکیه و عراق پیش می‌رفت، موضوع زنده نگه‌داشتن دشت میان‌رودان (بین‌النهرین) بوده که به‌کلی مغفول مانده است.