مدیریت برنامه‌های دانشگاهی علمی (مبدع)

نسخه آزمایشی

پیش‌نیازها و الزامات حرکت به‌سوی اقتصاد سبز در ایران

  • عنوان فارسی مقاله: پیش‌نیازها و الزامات حرکت به‌سوی اقتصاد سبز در ایران

  • فرمت مقاله

    application/pdf

تصویر مطلب پیش‌نیازها و الزامات حرکت به‌سوی اقتصاد سبز در ایران
  • دوشنبه 17 آبان 1395
  • 106

چکیده فارسی

با بررسی برخی از آشکارترین شاخص‌های اقتصادی کشور، به یک شاهد ساده می‌رسیم که اثبات می‌کند: ما در چیدمان اقتصادی خویش، نه‌تنها به سمت توسعه پایدار حرکت نمی‌کنیم؛ بلکه با روندی شتابناک و نگران‌کننده در حال دور شدن و تشدید ناپایداری هستیم! چرا؟ نوشتار پیش رو، می‌کوشد تا به این پرسش کوتاه اما حیاتی، پاسخی سزاوارانه دهد.

شواهد پس رفت.

تحقق رشد اقتصادی فراگیر، مستلزم شناخت و مدیریت تضادها و هم‌افزایی‌های بین ابعاد اقتصادی، اجتماعی و محیط زیستی توسعه، برای تخصیص بهینه منابع به فعالیت‌هایی است که بتواند به‌صورت مستمر، کیفیت زندگی و افزایش حس رضایتمندی اجتماعی را تضمین کند. نگاهی به میانگین درازمدت رشد اقتصادی سالانه ( در یک مقطع زمانی 30 ساله ) در قالب بروندادها یا خروجی‌های 5 برنامه پنج‌ساله توسعه اقتصادی اجتماعی مبین چالش‌های عمده‌ای به شرح زیر است:

رشد متوسط 5/3% شاخص تولید ناخالص داخلی (GDP) طی 3 دهه و رقم 5/5%- طی برنامه پنجم.

رشد اشتغال تنها کمی بیشتر از 2%.

رشد توسعه انسانی بر مبنای شاخص HDI حدود 6/1%.

رشد انتشار دی‌اکسید کربن (CO2 )به‌عنوان یک شاخص مهم بر اساس تفکر توسعه پایدار بالاتر از 5%.

تفاوت موجود در بین نرخ‌های مربوط به 4 شاخص بالا طی یک دوره زمانی طولانی‌مدت حاکی از یک عدم توازن و فقدان همگرایی بین ابعاد اقتصادی اجتماعی و محیط زیستی توسعه کشور است. (رشد دی‌اکسید کربن بالاتر از رشد GDP و مورد اخیر بیشتر از رشد اشتغال و شاخص منابع انسانی است.) این بدان مفهوم است که منابع طبیعی کشور و محیط‌زیست آن تحت‌فشار قرارگرفته است، اما حتی به همان اندازه در درازمدت ظرفیت کافی توسعه انسانی ایجاد نشده است. اگر سیاست‌گذاری توسعه ما مطلوب بود، طی این مدت می‌بایست اشتغال بیشتری ایجاد می‌شد، آلودگی کمتری تولید می‌شد و درعین‌حال رشد اقتصادی بیشتری با ارقام بزرگتری از GDP حاصل می‌گردید.

در این زمینه باید یادآور شویم که برنامه ریزان توسعه در برنامه پنجم توسعه، اهدافی چون تحقق رشد اقتصادی توأم با عدالت اجتماعی، افزایش تولید ناخالص داخلی به بالای 8 درصد، بهبود شاخص توسعه انسانی و کاهش نرخ بیکاری را از 12% به 7% پیش‌بینی کرده بودند که به نظر در سال پایانی برنامه پنجم هم (1394) این اهداف محقق نخواهند شد. ضمن آنکه تداوم چنین روندی طی 20 سال آینده ، با توجه به بحران‌های پیش روی محیط زیستی ، خطرات بزرگتری از طریق هم‌افزایی با پدیده‌هایی چون خشک‌سالی ، تغییر آب‌وهوا و نظایر آن را به دنبال خواهد داشت.

در این راستا رهیافت نوین اقتصاد سبز، همگام با تحولات حاکم بر نظام جهانی اقتصاد، می‌تواند یک‌راه حل قابل‌تأمل برای مواجهه با چنین چالشی باشد.